تبليغاتX
متال و هاردراک ایران Iran hardrock

بر آذرخش بران!

 

به قول خود جیمز " می خوام اسم آهنگی رو بیارم که عاشقشی  عزیزم

 

خود من هنوز هم از گوش دادن این آهنگ واقعاَ لذت می برم؛ ضربات کوبنده گیتار که با چوبهای لارس به طرز شگفت انگیزی هماهنگ هستند هر کسی رو به این آهنگ علاقه مند میکند.

 

و اما مضمون شعر: فکر کنید در حالی که کاری نکردین و بی گناه هستید شما رو به صندلی اعدام(الکتریکی) بستن، جیمز در این شعر هم از عنصر "تناقض گویی استفاده کرده است.

 

ابیات اول شعر به اعتراض علیه مامور اعدام میپردازد و بعد به با خود سخن میگوید(حتی از خدا کمک می خواهد) و در انتها به توصیف حالات مرگ با صندلی الکتریکی اعدام می پردازد.

 

شعر به قدری زیباست که وقتی به آهنگ گوش میدهید به صورت غیر ارادی شعر را زمزمه میکنید، این طور به نظر میاد که با این شعر میشود حالات و روحیات متال(البته متال دهه 80و 90) و گروه متالیکا آشنا کرد. ترجمه فارسی این شعر رو براتون نوشتم:

 

بر آذرخش بران

محکوم به اشد مجازات

لعنت، این درست نیست

کس دیگری بر من مسلط است

 

بوی مرگ در هوا

محکم بسته شده به صندلی الکتریکی

 نه این نمی تواند برای من رخ دهد

 

کی تو را اینجا خدا کرده که بگی:

زندگیت را  میگیرم

 

درخشش در برابر چشمانم

وقت مردن همین حالا ست

سوزشی در مغزم

میتوانم شعله های مرگ را احساس کنم

 

منتظر فرمان اعدام

برای زدن کلید مرگ

این شروعی برای پاین است

 

عرق، سرمایی شدید

آنگاه که مرگ نمایان میشود

هشیاری،  تنها همدم من

 

کسی به دادم رسد

آه خدایا کمکم کن

همه چیزم را میخواهند بگیرند

مرگ خواسته من نیست

 

زمان به کندی میگذرد

دقایق مثل ساعتها میگذرد

 

تا چه حد حقیقت دارد

فقط زود تمامش کن

اگر حقیقت است بگذار باشد

بیدار شدن  با فریاد

رهایی از کابوسی زشت

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در جمعه 1 تیر1386 و ساعت 1:36 |